ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

211

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

بريزذ و بوست برهنه نكردذ تمام و اين را سه سبب است : يك سبب نقصانى « 1 » غذا و اين دو كونه بوذ يكى ناقهان را يعنى آنان را كه از بيمارى نو « 2 » برخاسته بوند و غذا نايافته و علاج ايشان غذا خوردن بوذ و بكرمابه رفتن و شراب شيرين انكورى خوردن و خواب بسيار آوردن ، و ديكركونه مر خداوندان سل را و اسهال را و اين نوع را علاج نبود مكر « 3 » از سل و اسهال بيرون آيذ « 4 » . و ديكر سبب مر موى ريختن را « 5 » تنكى مسام بوذ و اين تنكى مسام از قبض بوذ و لاغرى و خشكى بافراط . و ديكر سبب از فراخى مسام بوذ كه موى را بريزاند و نكاه نتواند - داشتن . باز ان بيشين موى را خبه كند و راه ندهد تا برآيذ و فرق ميان هر دو بدان توان « 6 » كردن كه موى را بكشى اكر بيرون آيذ زوذ از فراخى مسام بوذ و اكر سخت بوذ « 7 » و زوذ بيرون نيايذ از تنكى مسام بوذ . فامّا نوع معالجت از يك كونه بوذ از قبل آنك همان كه بكنى يا قبض معتدل بايذ كردن جه سبب اين نوع سؤ الهيئه است و بايذ « 8 » تا مسام « 8 » علاج كنى تا باعتدال باز آيذ از « 9 » هر دو حال اعنى « 10 » تنكى و فراخى و ترا حاجت آيذ بدين بيمارى كه داروى قابض جمع كنى با داروى كرم و تر كنى و براندايى تا مسام ( f . 170 ) به حال طبيعى باز ايذ و لاذن مخصوص است « 11 » بقوّت خويش « 11 »

--> ( 1 ) - ف : نقصان ( 2 ) - ف : « نو » ندارد ( 3 ) - ب ه : آنك ( 4 ) - ب ه : جون از سل و اسهال راحت يابند و قوى كردند اين علت نيز برود ، صح ( 5 ) - ب ه : از ( 6 ) - ف : توانى ( 7 ) - ب ه : و بكسلد ( 8 - 8 ) - ف : تا مر مسام را ( 9 ) - ف : « از » ندارد ( 10 ) - ف : « اعنى » ندارد ( 11 - 11 ) - ف : بذين غرض